في التوحيد
اي غره ي ماه از اثر صنع تو غرّا
وي طره شب از دم لطف تو مطرا
طشت زر شمعي خور از اطلس چرخي
در تافته از امر تو بر قرطه ي خارا
نوک قلم صنع تو در مبدأ فطرت
انگيخته بر صفحه ي کن صورت اشيا
سجاده نشينان نه ايوان فلک را
حکم تو فروزنده قناديل زوايا
ادامه شعر