chekameh@gmail.com | سه شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵

محمدبن علی کرمانی

۸

اي بناوک زده چشم تو يک انداز انرا

کشته افعي تو در حلقه فسون سازانرا

جان ز دست تو ندانم بچه بازي ببرم

پشّه آن نيست که بازيچه دهد بازانرا

دل چو دادم بتو عقلم ز کجا خواهد ماند

مال کي جمع شود خانه براندازانرا

عندليبان سحر خوان چو در آواز آيند

مي بياريد و بخوانيد خوش آوازانرا

پاي کوبان چو در آيند بدست افشاني

دست گيرند بيک جرعه سرانداز انرا

زيردستان که ندارند بجز باد بدست

هر نفس در قدم افتند سرافرازانرا

با خواجو چو شد ارزانک نظر مي بازد

ديده نتوان که بدوزند نظر بازانرا

نظرات کاربران

ارسال نظر

عضویت در خبرنامه

با عضویت در خبرنامه از جدیدترین های سایت با خبر شوید