chekameh@gmail.com | سه شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵

محمدبن علی کرمانی

۲

مي رود آب رخ از باده ي گلرنگ مرا

مي زند راه خرد زمزمه ي چنگ مرا

دلق از رق بمي لعل گرو خواهم کرد

که مي لعل برون آورد از رنگ مرا

من که بر سنگ زدم شيشه ي تقوي و ورع

محتسب بهر چه بر شيشه زند سنگ مرا

مستم از کوي خرابات ببازار بريد

تا همه خلق ببينند بدين رنگ مرا

نام و ننگ اربرود در طلبش باکي نيست

من که بد نام جهانم چه غم از ننگ مرا

اي رخت آينه ي جان مي چون زنگ بيار

تا ز آئينه خاطر ببرد زنگ مرا

مطرب آهنگ چنين تيز چه گيري که کند

جان شيرين بلب لعل تو آهنگ مرا

نشد از گوش دلم زمزه ي نغمه ي چنگ

تا عنان دل شيدا بشد از چنگ مرا

چون تو در خاطر خواجو بزدي کوس نزول

دو جهان خيمه برون زد ز دل تنگ مرا

نظرات کاربران

ارسال نظر

عضویت در خبرنامه

با عضویت در خبرنامه از جدیدترین های سایت با خبر شوید