مژده ي مقدم مخدوم جهان آوردند
خبر داور دوران زمان آوردند
توسن طبع مرا در جولان افکندند
طاير روح مرا در طيران آوردند
عطرم از لخلخه ي سنبل حورا سودند
تحفه ي جان من از عالم جان آوردند
ذره را شعشعه ي چشمه ي خور بخشيدند
بنده را خلعتي از حضرت خان آوردند
کشتگان را ز روان باز بشارت دادند
تشنگانرا بلب آب روان آوردند