chekameh@gmail.com | سه شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵

محمدبن علی کرمانی

اي رويت از فردوس بابي

اي رويت از فردوس بابي

وز سنبلت بر گُل نقابي

هر حلقه ئي زان پيچ و تابي

در حلق جان من طنابي

از سوز عشق اردم برآرم

در دم بسوزد هفت طارم

وز آب چشم سيل بارم

در گردش آيد آسيابي

مي درده اي گلروي مهوش

کافکند گل بر سبزه مفروش

باشد کزان آب چو آتش

بر آتش غم ريزم آبي

ساقي ز خواب صبح برخيز

با ما زماني خوش درآميز

درده خلاف اهل پرهيز

زان باده ي نوشين شرابي

اي يار نوشين لب کجائي

جامي بنوش اريار مائي

بشتاب ساقي چند پائي

کز عمر مي يابم شتابي

بينم که نوشم با حبيبان

مي بر سماع عندليبان

گر وعظ گويندم لبيبان

زين به نمي بينم صوابي

اي خوش نسيم نوبهاران

چونست حال دوستداران

تلخست باري عيش ياران

بي شکّر شيرين جوابي

برخاست بانگ نوبت بام

پيش آر ساقي باده ي خام

پر کن قدح کز مطلع جام

هر دم برآيد آفتابي

خواجو نه وقت بوستانست

بستان حضور دوستانست

اي دوستان امشب نه آنست

کايد مرا در ديده خوابي

نظرات کاربران

ارسال نظر

عضویت در خبرنامه

با عضویت در خبرنامه از جدیدترین های سایت با خبر شوید