chekameh@gmail.com | سه شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵

محمدبن علی کرمانی

۱

سبحان من يسبّحه الرَّمل في القفار

سبحان من تقدّسه الحوت في البحار

صانع مقدّري که شه نيمروز را

منصور کرد بريزک خيل زنگبار

دانا مدبّري که شهنشاه زنک را

پيروز کرد بر شه پيروزه گون حصار

سلطان بنده پرور و قهّار سخت گير

ديان عدل گستر و ستّار بردبار

گوهر کند ز قطره و شکّر دهد زني

خار آورد زخاره و گل بردمد زخار

در راه وحدتش دو دليلند مهر و ماه

بر صنع و قدرتش دو گواهند نور و نار

اي بر در توام سر خجلت فتاده پيش

آخر ز راه لطف بفرما که سر برآر

آنکس که چرخ پيش درش سر نهاده است

بر خاک درگه تو نهد روي اعتذار

شکر تو بي نهايت و فضل تو بي قياس

لطف تو بيحساب و عطاي تو بيشمار

ادراک عقل خيره ز ذات و صفات تو

ذاتت بري ز فخر و صفاتت عري ز عار

ديوانگان حلقه ي عشق تو هوشمند

دردي کشان ساغر شوق تو هوشيار

راتب بران فيض نوال تو انس و جان

روزي خوران خوان عطاي تو مور و مار

هر کس که خوار تست ندارد کسش عزيز

وانکو عزيز تست نگويد کسش که خوار

شادي آندلي که غمت اختيار کرد

مقبل کسي که شد بقبول تو بختيار

خواجو چو روي عجز نهادست بر درت

جرمي که کرده است بفضلت که درگذار

نظرات کاربران

ارسال نظر

عضویت در خبرنامه

با عضویت در خبرنامه از جدیدترین های سایت با خبر شوید