قم الليل يا صاحبي بالرکايب
و قطع لاجلي الفلا و السباسب
الي دار سلمي و بلغ سلامي
بدان گلعذار مسلسل ذوايب
ز مأواي مألوف دورم وليکن
روانم به سوي مآبست آرب
چو شمعم ز سوز دل و آب ديده
رسيده به لب جان و الجسم ذائب
فجب بالمطيآت طول البراري
و دثر کساء الدجي و الغياهب
بوادي جواشيران رحت فاصعد
علي ربوة کالنجوم الثواقب
نظر کن به سوي خيام غواني
گذر کن به کوي عظام صواحب
زيار و ديارم خبر ده که هستم
اسير غم و العمر ذاهب
خوشا روزگاري و فرخنده روزي
که بوديم با اصدقا و اقارب
انيس صباح مسلسل عذاير
جليس ملاح مهلل حواجب
حريف نديمان شيرين شمايل
نديم حريفان سيمين غباغب
مقاصد مهّيا و عشرت مقارن
مباغي مهيا و دولت مقارب
گهي با غزلخوان غزالان مناظر
گهي با خرامان تذروان ملاعب
درين تيره شب کز ديار احبا
محامل روان گشت و الدمع ساکب
چو آوازه ي کوس رحلت برآمد
سر آمد شب وصل و الفصل واجب
شده عقل را خسرو عشق حاکم
شده صبر را لشکر هجر نايب
به ناکام رفتم برون از مجالس
به ناچار کردم وداع مطارب
رکبنا هجان المطايا وبتنا
علي معهد بالکبا کالنوادب
بکه پيکران برنهاده عماري
زباد صبا دست برده رکايب
مهاري به پي در کشيده براري
خروش جرس برکشيده نجايب
حواري چو ماه و مراحل منازل
عماري چو شمس و نجايب سحايب
رفيقان برفتند و من بازماندم
دل خسته مشعوف و الشوق غالب
نجيب من از پي چمان در بوادي
روان گشته سيل سرشک از جوانب
صحابي سروا بالمهاري و باتوا
با علي ويرت اُمّ الکواعب
دلم رفته با ساکنان هوادج
روانم مقيم مقام مصايب
شبي مظلم و برق رخشنده بارق
هوا عابس وابر گرينده قاطب
همه شب مرا غول پتياره مونس
همه ره مرا ديو رهزن مصاحب
چو حيات پيچان طرق و ز مهابت
مرا موي بر تن چو نيش عقارب
شده زهره مستور و در پرده مخفي
نهان ماه در خانه و ز ديده غائب
فلک تند و کيوان و برجيس آفل
جهان تيره و تير و بهرام غارب
چو شب منقضي گشت و الصبح ضاحک
هوا منجلي گشت و النجم ثاقب
حَمام از قلل بر در بامٍ نايح
غراب از طلل در دم صبح ناعب
رسيدم به فرخنده حيي و گفتم
که آيا بهشتت يا بزم صاحب
اسمش الضحي ام خدود الکواعب
ابدر الدجي ام وجوه الحبايب
چه کاخست از وي شواهد مشاهد
چه باغست در وي کواعب لواعب
سمن برک رويان چمان در مشارع
تدزوان خرامان بگرد مشارب
زوا هر تبسم کنان در حدايق
لواعب تجسم کنان در ملاعب
ز طرف براقع درخشان دورخ شان
چو در دير هر قل قناديل راهب
چو هايل هيون سوي آن عرصه راندم
به گوشم رسيد از مراحل مراحب
چو ديدم نگاري بدان حسن و منظر
مصور نگرديده از طين لازب
لب لعل برچشمه خضر طاعن
سر زلف در روضه خلد لاعب
دو گوينده جاندار و جادوش قُرجي
دو سر حلقه چاوش و ابروش حاجب
به کردار پر حواصل سواعد
بمانند شهپّر طوطي شوارب
خط سبز بر مرکب حسن داير
عقيقين لب از مشرب روح شارب
ز انوار رويش مغارب مشارق
ز ظلمات مويش مشارق مغارب
مرا گفت شاد آمدي خيرِ مقدم
چو مهمان مائي توقف و قارب
فرود آي و خوش باش و يکدم بر آساي
مشو خسته ي نوک تير نوائب
جهان مهره دزدست و العمر خائن
فلک شيشه بازست و الدهر خالب
چو جان مست شد تن چه صاحي چه سکران
چو تن خاک شد دل چه فاسق چه نائب
چو ارواح گشتند با هم مقارن
وجود هيولي چه باعد چه قارب
حصول المني به اقتحام الاذايا
و نيل العلي به التزام المتاعب
ببايد گذشت از فلک تا از آن پس
رسي در جناب جهان مواهب
کثير العطايا مجير البرايا
سري السرا يا جميل الضرايب
سکندر جناب احمد خضر دانش
فريدون رکاب آصف جم مراتب
شهنشاه ملک سيادت عضد آن
که باشد به عبديتش چرخ راغب
ملک اعتباري فلک در حمايت
فلک اقتداري ملک در کواکب
بگاه سخا همچو حاتم مبذر
بروز وغا همچو رستم محارب
ضميرش مهب رياح فضايل
جنابش محط رجال مآرب
ز قيد عبوديتش سر کشيدن
من اختار و يطرد کجرب الاکالب
زهي کان يساري که اين لوک سرکش
بساط جلالت کشد بر مناکت
فلک را جناب تو اعلي المواقف
ملک را رضاي تو اقصي المطالب
جيوش ترا هفت طارم معسکر
خيام ترا هشت گلشن مضارب
جنود ترا در ميادين خضرا
ثوابت مسامير نعل مراکب
ملايک بر ايوان قدر تو حارس
عطارد به ديوان امر تو نايب
جناب ترا آسمان در تواضع
سپاه ترا اختران در جنايب
نه افلاک يا احتشامت مساوي
نه کونين با اصطناعت مناسب
سپهر احترام ترا در جنيبت
کواکب جلال ترا در مواکب
بقاي تو مسئول و ايام سائل
مراد تو مطلوب و اجرام طالب
گرازان گريزان ز سمّ سمندت
چو در بيشه از چنگ ضيغم ثعالب
به وقتي که سازند خنجر گزاران
نيام صوارم ز صلب و ترايب
مکاتيب حرب از حواشي حربه
بخوانند سر دفتران کتايب
گوان را ز سهم آب گردد مفاصل
سران را ز خون لعل گردد عصايب
امل را شود ضرب تيغ تو قامع
اجل را شود نوک کلک تو جاذب
بگيري هوا همچو عنقاي گردون
زمان در جناح و زمين در مخالب
چو جمشيد برادهم باد فارس
چو خورشيد بر ابلق چرخ راکب
الا تا برين منبر هفت پايه
بود تير فصّال و برجيس خاطب
عروس بقا بادت اندر حباله
قضا عاقد و ذات پاک تو خاطب
و لا زلت في الدهر قرناً جليلا
مصوناً عن الشر من کل جانب