مرحبا اي نکهت عنبر نسيم نوبهار
جان فداي نفخه ات باد اي شميم مشگبار
سنبل اندر جيب داري ياسمن در آستين
عود و صندل در ميان يا مشک و عنبر در کنار
دوش هنگام سحر بر کوفه افکندي گذر
يا ز راه شامت افتادست بر يثرب گذار
يا نسيم روضه ي دارالقرار آورده ئي
کز تو مي بايد روان بي قرار ما قرار
يا مگر بر مرقد مير نجف بگذشته ئي
کز تو مي آيد نسيم نافه ي مشک تتار
شاه مردان چون خليل الله بصورت بت شکن
شير يزدان از رسول الله بمعني يادگار
مهر او از آسمان لافتي الا علي
تيغ او از گوهر لاسيف الا ذوالفقار