chekameh@gmail.com | سه شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵

محمدبن علی کرمانی

اي غمت مرغ آشيانه ي دل

اي غمت مرغ آشيانه ي دل

زلف و خال تو دام و دانه ي دل

نرگس نيمه مست مخمورت

باده نوش شرابخانه ي دل

با سر زلف تست پيوندش

زان مطوّل بود فسانه دل

راستي را خطا نمي افتد

تير چشم تو بر نشانه ي دل

هر چه جان مرا بخون جگر

جمع گردد کند روانه ي دل

دمبدم بين که مي رود بيرون

سيل خونين از آستانه ي دل

خواب در چشم من نمي آيد

هر شب از آه عاشقانه ي دل

مطرب عشق مي زند هر دم

چنگ در پرده ي چغانه ي دل

ايکه داني زبان مرغان را

بشنو از مرغ آشيانه ي دل

نظرات کاربران

ارسال نظر

عضویت در خبرنامه

با عضویت در خبرنامه از جدیدترین های سایت با خبر شوید