chekameh@gmail.com | سه شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵

محمدبن علی کرمانی

۵

کجا خبر بود از حال ما حبيبانرا

که از مرض نبود آگهي طبيبانرا

گر از بنفشه و سنبل وفا طلب دارند

معينست که سوداست عندليبانرا

ز خوان مرحمت آنها که مي دهند نصيب

بتيغ کين ز چه رانند بي نصيبانرا

اگر ز خاک محبان غبار برخيزد

مؤاخذت نکند هيچکس حبيبانرا

گذشت محمل و ما در خروش و ناله وليک

چه التفات ببانگ جرس نجيبانرا

گهي که عاشق و معشوق را وصال بود

گمان مبر که بود آگهي رقيبانرا

ميان ليل و مجنون نه آن مواصلتست

که اطلاع بر آن اوفتد لبيبانرا

عجب نباشد اگر در اداي خطبه ي عشق

مفارقت کند از تن روان خطيبانرا

غريب نبود اگر يار آشنا خواجو

مراد خويش مهيا کند غريبانرا

نظرات کاربران

ارسال نظر

عضویت در خبرنامه

با عضویت در خبرنامه از جدیدترین های سایت با خبر شوید