۱ - في التوحيد
اي ز امر کن فکانت گشته پيدا کاينات
ذات بي چون تو را ترک صفت عين صفات
با کمال قدرتت کار دو گيتي بي محل
با ثبات ملکتت ملک دو عالم بي ثبات
شمّه اي از فيض فضلت عذرخواه غافلان
لمعه اي از تاب قهرت کارساز حادثات
نيست در فکرم ز مرگ و زندگي امّيد و بيم
بيم و امّيدم تويي اي خالق موت و حيات
ادامه شعر