chekameh@gmail.com | سه شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵

ملک جهان خاتون

۸

اسباب جهان نيست ميسّر دل ما را

آخر که کند حل به جهان مشکل ما را

بر درد دل خلق جهاني چو طبيبي

از لطف دوايي بکن آخر دل ما را

جانا مگر از روز نخستين بسرشتند

با مهر رخ خوب تو گويي گل ما را

از خاکم و از آب ولي آتش عشقت

بر بادِ جفا داد همه حاصل ما را

بودم به خيال آنکه نگردي ز وفايم

ديدي تو خيالات کج باطل ما را؟

مستغرق بحر غم ايام جفاييم

گويي که وجودي نبود ساحل ما را

در گوش دل آمد سحر از هاتف غيبم

کاي دوست نکو دار تو آن واصل ما را

نظرات کاربران

ارسال نظر

عضویت در خبرنامه

با عضویت در خبرنامه از جدیدترین های سایت با خبر شوید