کدام لطف که در شأن ما نکرد ايزد
به صد زبان نتوانم که شکر آن گويم
اگر نه در دل من ياد او بود شب و روز
ز دل نفور شدم دست ازو فرو شويم
به هرکه درنگرم لطف او همي بينم
مراد خويش همان به بود کزو جويم