۱
خداوندي که در وحدت قديمست از همه اشيا
نه اندر وحدتش کثرت، نه محدث زين همه تنها
چه گوئي از چه او عالم پديد آورد از لولو
که نه مادت بد و صورت، نه بالا بود و نه پهنا
همي گوئي که بر معلول خود علت بود سابق
چنان چون بر عدد واحد، و يا بر کل خود اجزا
به معلولي چو يک حکمست و يک وصف آن دو عالم را
چرا چون علت سابق توانا باشد و دانا؟
ادامه شعر