از عزيزان رفته رفته شد تهي اين...
از عزيزان رفته رفته شد تهي اين خاکدان
يک تن از آيندگان نگرفت جاي رفتگان
عالم از اهل سعادت يک قلم خالي شده است
زان همايون طايران مانده است مشتي استخوان
نيست جز سنگ مزار از نامداران بر زمين
نقش پايي چند بر جا مانده است از کاروان
زير گردون راست کيشان را نمي باشد قرار
منزل آسايش تيرست بيرون از کمان
ادامه شعر