chekameh@gmail.com | سه شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵

ميرزا محمد علي صائب تبريزي

گر چنين ابروي او ره مي زند اصحاب را

گر چنين ابروي او ره مي زند اصحاب را

رفته رفته طاق نسيان مي کند محراب را

از شبيخون حوادث عشقبازان غافلند

مي کند خون در جگر صيد حرم قصاب را

سير چشمان خيال از فکر وصل آسوده اند

مي گزد مي شيرمست پرتو مهتاب را

نظرات کاربران

ارسال نظر

عضویت در خبرنامه

با عضویت در خبرنامه از جدیدترین های سایت با خبر شوید