اين غزل يک دو نوبت از سر سوز
بلبلي باز گفت در نوروز
کاي گل تازه روي خندان لب
وي نگارين بوستان افروز
گر بدانستمي که فرقت تو
اينچنين سخت باشد و دلسوز
از تو غايب نگشتمي يک دم
وز تو غافل نبودمي يک روز