ايا زمانه ي جافي تو را نمي گويم
که در زمانه مرا سروري و شاهي ده
تويي چو کهنه کلوخي ميانه ي راه
ز هر که خواهي بستان به هرکه خواهي ده
تمام گشت خرگه بن (؟) بيفزايي
زهي زمانه بکردي (؟) به جاي من تقصير