هر که را آرزوي روي نکوست
گر زرش هست کام دل با اوست
دوست خواهي چو گل به کف کن زر
زانکه بي زر به کف نيايد دوست
بهر زر گرد گل ببين آنک
بر هم افتاده صد رخ نيکوست
لاله زان رو که زر نمي دارد
در دلش خون فسرده تو بر توست
گل خندان که زر به کف دارد
مي نگنجد ز خرمي در پوست