اي ذوق لب تو قوت جان ها
وي روي تو راحت روان ها
همچون سر خود به باد داده
زلف سيه تو دودمان ها
گيسوي خوشت سياه کرده
همچون خم خويش خان و مان ها
گم گشته ز کوچکي دهانت
چون جوهر فرد در گمان ها
زان گشت گل آشناي جانم
کز روي تو مي دهد نشان ها