chekameh@gmail.com | سه شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵

حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی

پادشاهی اسكندر ۱

سکندر چو بر تخت بنشست گفت

که با جان شاهان خرد باد جفت

که پیروزگر در جهان ایزد است

جهاندار کز وی نترسد بد است

بد و نیک هم بگذرد بی‌ گمان

رهایی نباشد ز چنگ زمان

هرانکس که آید بدین بارگاه

که باشد ز ما سوی ما دادخواه

اگر گاه بار آید ار نیم‌شب

بپاسخ رسد چون گشاید دو لب

چو پیروزگر فرهی دادمان

در بخت پیروز بگشادمان

همه زیردستان بیابند بهر

بکوه و بیابان و دریا و شهر

نخواهیم باژ از جهان پنج سال

جز آنکس که گوید که هستم همال

بدرویش بخشیم بسیار چیز

ز دارنده چیزی نخواهیم نیز

چو اسکندر این نیکویی ها بگفت

دل پادشا گشت با داد جفت

ز ایوان برآمد یکی آفرین

بران دادگر شهریار زمین

ازان پس پراکنده شد انجمن

جهاندار بنشست با رایزن

نظرات کاربران

ارسال نظر

عضویت در خبرنامه

با عضویت در خبرنامه از جدیدترین های سایت با خبر شوید