chekameh@gmail.com | سه شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵

حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی

من از پند کیخسرو افزون کنم

من از پند کیخسرو افزون کنم

زدل کینه و آز بیرون کنم

بسازید و از داد باشید شاد

تن آسان و از کین مگیرید یاد

مهان جهان آفرین خواندند

ورا شهریار زمین خواندند

گرانمایه لهراسپ آرام یافت

خرد مایه و کام پدرام یافت

ازان پس فرستاد کسها بروم

بهند و بچین و بآباد بوم

زهر مرز هرکس که دانا بدند

به پیمانش اندر توانا بدند

زهر کشوری برگرفتند راه

برفتند پویان بنزدیک شاه

زدانش چشیدند هر شور و تلخ

ببودند با کام چندی ببلخ

یکی شارسانی برآورد شاه

پر از برزن و کوی و بازارگاه

بهر برزنی جشنگاهی سده

همه گرد بر گردش آتشکده

یکی آذری ساخت برزین بنام

که با فرخی بود و با برز و کام

نظرات کاربران

ارسال نظر

عضویت در خبرنامه

با عضویت در خبرنامه از جدیدترین های سایت با خبر شوید