chekameh@gmail.com | سه شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵

خاقانی شروانی

ز خاک کوي تو هر خار سوسني است مرا

ز خاک کوي تو هر خار سوسني است مرا

ز بند موي تو هر تار مسکني است مرا

براي آنکه ز غير تو چشم بر دوزم

به جاي هر مژه در چشم سوزني است مرا

ز بسکه بر سر کوي تو اشک ريخته‌ام

ز لعل در بن هر سنگ دامني است مرا

از آن زمان که ز تو لاف دوستي زده‌ام

بهر کجا که مصافي است دشمني است مرا

فلک موافقت من کبود در پوشيد

چو ديد کز تو بهر لحظه شيوني است مرا

هر آنکه آب من از ديده زير کاه تو ديد

يقين شناخت که بر باد خرمني است مرا

به كار عشق تو درمانده‌ام چو خاقاني

اگر نه بام فلک خوش نشيمني است مرا

نظرات کاربران

ارسال نظر

عضویت در خبرنامه

با عضویت در خبرنامه از جدیدترین های سایت با خبر شوید