chekameh@gmail.com | سه شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵

جلال الدین محمد بلخی

از خداوند ولي التوفيق در خواستن توفيق رعايت ادب در همه حالها و بيان کردن وخامت ضررهاي بي ادبي

از خدا جوئيم توفيق ادب

بي ادب محروم شد از لطف رب

بي ادب تنها نه خود را داشت بد

بلك آتش در همه آفاق زد

مايده از آسمان در مي رسيد

بي صداع و بي فروخت و بي خريد

در ميان قوم موسي چند كس

بي ادب گفتند: كو سير و عدس

منقطع شد نان و خوان از آسمان

ماند رنج زرع و بيل و داسمان

باز عيسي چون شفاعت كرد، حق

خوان فرستاد و غنيمت بر طبق

باز گستاخان ادب بگذاشتند

چون گدايان زلها برداشتند

لابه کرده عيسي ايشان را كه اين

دائمست و كم نگردد از زمين

بد گماني كردن و حرص آوري

كفر باشد پيش خوان مهتري

زآن گدا رويان ناديده ز آز

آن در رحمت بر ايشان شد فراز

ابر برنايد پي منع زكات

وز زنا افتد وبا اندر جهات

هر چه بر تو آيد از ظلمات و غم

آن ز بي باكي و گستاخيست هم

هر كه بي باكي كند در راه دوست

ره زن مردان شد و، نامرد اوست

از ادب پر نور گشتست اين فلك

وز ادب معصوم و پاك آمد ملك

بُد ز گستاخي كسوف آفتاب

شد عزازيلي ز جرات رد باب

نظرات کاربران

ارسال نظر

عضویت در خبرنامه

با عضویت در خبرنامه از جدیدترین های سایت با خبر شوید