chekameh@gmail.com | سه شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵

حزین لاهیجی

و من کلماته

شب گذشته فتادم بخاک کوچه ي غم

هزار مرحله ز آرامگاه راحت دور

دلي ديار محبت، تني خراب ستم

لبي محيط شکايت سري لبالب شور

ز گريه هر رگ مژگان چو ابر دريابار

ز ناله هر سر مو گشته بود محشر صور

گسسته تار اميدم فلک بزور ستم

شکسته جام مرادم جهان بسنگ فتور

که ناگهان سرم از خاک برگرفت کسي

که بود گرد رهش توتياي ديده ي حور

شميم گلشن کويش عبير جيب وفا

نسيم پرتو لطفش چراغ بزم حضور

بمژده گفت که اي خانه زاد خسرو عشق

خرابه ي دلت از فيض دوستي معمور

چنين که هر قلم استخوانت ناله سراست

مدار کلک بلاغت شعار را معذور

بگريه گفتمش اي مونس شکسته دلان

بروزگار تو ويرانه ي وفا معمور

سخن چگونه سرايم نفس چگونه کشم

دلم پر آتش و چشمم پرآب و بختم شور

نهفته گفت بگوش دلم که شکوه خطاست

اگر شکور نئي در بليه باش صبور

نظرات کاربران

ارسال نظر

عضویت در خبرنامه

با عضویت در خبرنامه از جدیدترین های سایت با خبر شوید