هزار و يکصد و پنجاه و پنج هجري بود
که گشت نسخه ديوان چارمين سپري
قصيده و غزل و قطعه و رباعي آن
دو صد فزون ز هزارست و سي چو برشمري
هنر بماشطه ي خامه ام کند نازش
که ليلي عرب آراست در لباس دري
دعاي رحمت از آيندگان اميدم هست
که جاده ايست بسيط جهان و ما گذري
شگفت نيست گر آلوده است دامن ما
که ديده اشک فشانست و اشک ما جگري