chekameh@gmail.com | سه شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵

بابافغانی شیرازی

۵

تازگيي که شد زمي آن رخ همچو لاله را

تازه کند بيکنفس داغ هزار ساله را

کشته ي دير ساله را زنده کند بجرعه يي

چاشنيي که ميدهد مي زلبت پياله را

پيش تو سرو و لاله را جلوه ي نازکي رسد

خيز و بعشوه حلقه کن بر گل تر کلاله را

هر قدمي که مينهي روز شکار بر زمين

سرمه ي ناز ميکشد گرد رهت غزاله را

تا زخط بنفشه گون فتنه ي انجمن شدي

ماه دو هفته گرد رخ دايره بست هاله را

بسکه چو ابر در چمن شب همه شب گريستم

بر گل و سبزه صبحدم جلوه گريست ژاله را

خون هزار بي زبان در دل و ديده شد گره

غنچه بدين شکفتگي گو مگشا رساله را

مرغ چمن بعشوه دل کرده بخون خود سجل

گل بکرشمه ي نهان شسته عيان قباله را

بر شکني چو بنگري سوز فغاني حزين

آه اگر امتحان کند در پيت آه و ناله را

نظرات کاربران

ارسال نظر

عضویت در خبرنامه

با عضویت در خبرنامه از جدیدترین های سایت با خبر شوید