chekameh@gmail.com | سه شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵

بابافغانی شیرازی

۱

اي سر نامه نام تو عقل گره گشاي را

ذکر تو مطلع غزل طبع سخن سراي را

آينه وار يافته يکنظر از جمال تو

دل که فروغ ميدهد جام جهان نماي را

نسخه ي سحر سامري کاغذ توتيا شود

گر بکرشمه سر دهي نرگس سرمه ساي را

در طلب تو ديده ام کاسه ي آب جغد شد

منکه زمغز استخوان طعمه دهم هماي را

تيغ زبان عارفان گرد گرفت و همچنان

عشق تو جلوه ميدهد خنجر سرزداي را

غايت دستگيري است آنکه چو طاير حرم

بر سر کعبه ره دهي رند برهنه پاي را

من زکجا و حالت صوت و سماع صوفيان

گوش نهاده ام همين زمزمه ي دراي را

کيست فغاني حزين مست سياه نامه يي

تا بزبان عارفان وصف کند خداي را

نظرات کاربران

ارسال نظر

عضویت در خبرنامه

با عضویت در خبرنامه از جدیدترین های سایت با خبر شوید