خطي که يک رقمش آبروي نه چمنست
نشان خاتم سلطان دين ابوالحسنست
علي موسي جعفر که مهر دولت او
ستاره ي شرف و آفتاب انجمنست
به نقش خاتم او گر هزار جوهر جان
شود نثار يکايک بجاي خويشتنست
ز شرح ميمنت خاتم همايونش
هماي ناطقه را مهر عجز بر دهنست
بمهر اوست که پروانه ي حيات ابد
ز شهر روح مقرر بکشور بدنست
حديث گوهر سيراب لعل خاتم او
چو شهد در دهن طوطي شکر شکنست
در آن صحيفه که طغراي او کنند رقم
چه جاي لاله ي نعمان و برگ نسترنست
سواد خاتم فيروزه ي سعادت او
سپهر عربده جو را مزيل مکر و فنست
طلسم خاتم حفظش چو حرز گنج العرش
بگرد دايره ي کون مانع فتنست
عقيق خاتم توقيع حکم آل علي
بچشم اهل نظر چون سهيل در يمنست
تبارک الله ازان هيأت خجسته مثال
که هيکل دل و آرام جان و حرز تنست
چو نقش جام جم از جلوه ي سواد و بياض
نشان معرفت سر و صورت علنست
گليست جلوه گر از بوستان دولت و دين
که نو شکفته بروي بنفشه و سمنست
نشانه ي يد و بيضاست کز بياض شرف
چو ماه بدر در آفاق روشني فگنست
فروغ شمسه ي مهر و ظلال او دارد
لواي حمد که بر کاينات پرده تنست
ز مهر ماه جمال تو ماه کنعان را
تراوش مژه بهر طراز پيرهنست
زهي امام که تعظيم حکم خدامت
مواليان ترا از فرايض و سننست
زمرديست نگينت که در سواد امان
نهان ز ديده ي افعي و چشم اهرمنست
عقيق خاتم طغرا نويس امر ترا
سهيل صورت مهر ولايت يمنست
بروي برگ رياحين رقوم خاتم تو
نشان نازکي ارغوان و نسترنست
مسير خامه ي مشکين مثال حکم ترا
بنفشه مهر جواز قوافل ختنست
چو داغ لاله، شهيدان راه عشق ترا
نشان مهر و وفا بر حواشي کفنست
براي مهر عقيق سخنورت ما را
سفينه از رقم خون ديده موج زنست
نگين مهر سليمان چه قيد راه شود
ترا که مهر نبوت چراغ انجمنست
عدو که با شکرت زهر داشت زير نگين
چو دور حلقه ي خاتم بگردنش رسنست
بدور نقش نگين خجسته فرجامت
که حرف روشن او شمع آسمان لگنست
مثال نظم فغاني که يافت مهر قبول
سواد خامه ي او مهر خاتم سخنست
برين صحيفه ي فيروزه تا ز خامه ي صنع
نشان دايره ي مهر نقطه پرنست
نشان مهر تو بر کاينات باد روان
چو آفتاب که طغراي حکم ذوالمننست
فروغ مهر رخت باد همدم شاهي
که نقش خاتم او نور ديده ي زمنست
امين خاتم اقبال شاه اسماعيل
که فرق تا قدمش لطف و سيرت حسنست
نگين خاتم آن شاه واجب التعظيم
نشان دولت و پروانه ي حيات منست
بنام حيدر و آلست مهر خاتم او
چو خاتمي که مرصع بگوهر عدنست
چو حرف خاتم زر باد بر لب مه و مهر
دعاي شاه که ورد زبان مرد و زنست