گر شاه جهان قصه ي من بنده بخواند
زين قصه همي حالت من بنده بداند
داند که ميان دو سفر بنده ي درويش
بي ياوري شاه چه بيچاره بماند
زان همت چون دريا، وز آن کف چون ابر
گه گاه بدين بنده ي بيچاره چکاند