chekameh@gmail.com | سه شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵

ازرقی هروی

خدايگان، مهمان بنده بودستند

خدايگان، مهمان بنده بودستند

تني دو، دوش بنقل و نبيد و رود و کباب

بطبع خرم و خندان شراب نوشيدند

که بر خماهن گردون فروغ ز دسيماب

نه بر مزاج يکي دست يافت گرمي مي

نه در دماغ يکي غلبه کرد قوت خواب

شرابشان برسيده است و بنده در مانده است

خدايگانا، تدبير بنده کن بشراب

نظرات کاربران

ارسال نظر

عضویت در خبرنامه

با عضویت در خبرنامه از جدیدترین های سایت با خبر شوید