کسي که چشم مرا ابر نوبهار گرفت
چو ديد گريه ي من راه اعتذار گرفت
همين بسست مرا اعتبار در کويت
که هرکه ديده مرا از من اعتبار گرفت
اگر نه روي تو سوزنده تر ز آتش شد
پس از چه هندوي زلفت ازو کنار گرفت
لبت چو باده خورد خون خلق چشمت را
به حيرتم که چرا همچنين خمار گرفت