مرا کناره ي جويي و يک سبوي شراب
هزار بار زجنت به است و بوي شراب
کنون که در دم نزعم پياله ده که به گور
کسي شراب برو به که آرزوي شراب
عجب که روزه ما را خدا قبول کند
هلال عيد نه بينم اگر به روي شراب
اگر بهشت نبودي مقام مي خواران
نيافريدي دروي خداي جوي شراب
نه کعبه است که ره بي دليل نتوان رفت
به سوي ميکده ات رهنماست بوي شراب