chekameh@gmail.com | سه شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵

یغمای جندقی

ماه مدينه از حرم کرد چو راه کربلا

ماه مدينه از حرم کرد چو راه کربلا

گشت طلايه ي اجل قايد شاه کربلا

راهنماي قتل شد پيش خرام خيل غم

ديد مباشر قدر سان سپاه کربلا

عرصه ي داروگير شد دامن و دشت ماريه

رسته ي تيغ و تير شد سنگ و گياه کربلا

با همه پستي از زمين سر ز قدوم شاه دين

سود به عرش و فرقدان نخت و کلاه کربلا

چند زمن مهرس و چون راست نکرده چرخ دون

ساخت به خاک سرنگون خيمه ي شاه کربلا

حمله ي گرگ شام زد چنگ در آهوي حرم

گشت عزيز مصر دين يوسف چاه کربلا

زرد ز روي تشنگان سبز رياض آسمان

سرخ ز خون کشتگان خاک سياه کربلا

با دل و چهره دمبدم ماهي و ماه زد بهم

سيل سرشک ماريه آتش آه کربلا

تا زگزند خيل کين رفت پناه و پشت دين

حسرت و درد و داغ شد پشت و پناه کربلا

روزن سور ماريه رخنه مخوان که منتظر

ماند به راه زايران باز نگاه کربلا

خسته بجو ز کربلا آنچه مراد بايدت

گر تو مسامحت کني چيست گناه کربلا

نظرات کاربران

ارسال نظر

عضویت در خبرنامه

با عضویت در خبرنامه از جدیدترین های سایت با خبر شوید