chekameh@gmail.com | سه شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵

محیط قمی

مزيّن به مدح حضرت علي بن الحسين عليه السلام

يک دو روزي در کفم آن سيم ساق افتاده بود

ياد آن ايام خوش، کين اتفاق افتاده بود

بهره اي کز عمر خود برديم، اين اوقات بود

که اتفاق صحبت اهل وفاق افتاده بود

با خيالش بس که مشغولم ندانستم به عمر

کي وصالش اتفاق و کي فراق افتاده بود

عَقد اُلفت نو عروس دهر با هرکس به بست

از نخستين روز در فکر طلاق افتاده بود

واعظ شهرم به ترک عشق دعوت مي نمود

ليک نشنيدم که بس تکليف شان افتاده بود

دوش در بزم از فروغ جام و عکس چهر يار

مهر و مه را خوش قراني اتفاق افتاده بود

دست گر نگرفته بودش همت خاصان شاه

دل زپا از کيد ارباب نفاق افتاده بود

سيد سجاد زين العابدين چارم امام

آن که با غم جفت و از هر عيش طاق افتاده بود

آن مريض عشق کو را تلخي زهر بلا

در هواي دوست شيرين در مذاق افتاده بود

کاش آن ساعت که از تاب تبش مي سوخت تن

لرزه بر ارکان اين نيلي رواق افتاده بود

بار دادندي اگر حجاب درگاهش «محيط»

هم چو عرش آنجاي با صد اشتياق افتاده بود

نظرات کاربران

ارسال نظر

عضویت در خبرنامه

با عضویت در خبرنامه از جدیدترین های سایت با خبر شوید