chekameh@gmail.com | سه شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵

ميرزا محمد علي صائب تبريزي

مرگ عاشق بي شمار آن سيمبر دارد به ياد

مرگ عاشق بي شمار آن سيمبر دارد به ياد

رشته ي بسيار اين عقد گهر دارد به ياد

با دل چون موم، شمع انجمن افروز ما

يک جهان پروانه ي بي بال و پر دارد به ياد

قسمت آزادگان از عمر باشد بيشتر

سرو بي بر صد درخت پرثمر دارد به ياد

هر کف پوچي ز درياي پرآشوب جهان

چون حباب و موج، صدتاج و کمر دارد به ياد

با بزرگان کاوش بيجا ندارد عاقبت

کوهکن بسيار ازين کوه و کمر دارد به ياد

بيدلان از چين ابرو دست و پا گم مي کنند

کشتي ما پر ازين موج خطر دارد به ياد

عقل مي داند قديم اين خاکدان را، ورنه عشق

بارها افلاک را زير و زبر دارد به ياد

دل نمي سوزد به داغ دردمندان چرخ را

بيستون پر لاله ي خونين جگر دارد به ياد

تشنه از موج سراب افزون درين دامان دشت

صائب اين سرچشمه ي روشن گهر دارد به ياد

نظرات کاربران

ارسال نظر

عضویت در خبرنامه

با عضویت در خبرنامه از جدیدترین های سایت با خبر شوید