chekameh@gmail.com | سه شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵

فریدالدین عطار نیشابوری

۹

ساقی سخن از می مغان گفت

دل چون بشنید ترک جان گفت

یک جرعه می و هزار معنی

از عشق به گوش عاشقان گفت

وز گردش جام حسن ساقی

با ما غم و شادی جهان گفت

نا رسته هنوز دار منصور

عشق آمد و عقل را روان گفت

ای سالک رهروان معنی

بی دوست سخن نمی توان گفت

دوش از سر بی‌ خودی و مستی

پیرم سخن از می نهان گفت

دل چون بشنید نام می را

می‌خواست به رغم صوفیان گفت

ما صوفی صفه ی صفاییم

بی‌ خود ز خودیم و از خداییم

نظرات کاربران

ارسال نظر

عضویت در خبرنامه

با عضویت در خبرنامه از جدیدترین های سایت با خبر شوید