سخن هر چه گویم همه گفته اند
بر باغ دانش همه رفته اند
اگر بر درخت برومند جای
نیابم که از بر شدن نیست رای
کسی کو شود زیر نخل بلند
همان سایه زو باز دارد گزند
توانم مگر پایهی ساختن
بر شاخ آن سرو سایه فکن
کزین نامور نامهی شهریار
به گیتی بمانم یکی یادگار
تو اینرا دروغ و فسانه مدان
برنگ فسون و بهانه مدان
ازو هر چه اندر خورد با خرد
دگر بر ره رمز و معنی برد
یکی نامه بود از گه باستان
فراوان بدو اندرون داستان
پراکنده در دست هر موبدی
ازو بهرهی نزد هر بخردی
یکی پهلوان بود دهقان نژاد
دلیر و بزرگ و خردمند و راد