chekameh@gmail.com | سه شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵

جلال الدین محمد بلخی

۲۶۱۹

گل گفت مرا «نرمی از خار چه می جویی؟»

گفتم که: «در این سودا هشیار چه می جویی؟!

گفتا که: «در این سودا دلدار تو کو؟ بنما»

گفتم: «نشدی بی دل، دلدار چه می جویی؟!

گفتا: «هله مستانه، بنما ره خمخانه»

گفتم که: «برو طفلی خمار چه می جویی؟!

گفتا: «ز چه بی هوشی؟ بنمای چه می نوشی؟»

گفتم: «برو ای مسکین، هشدار، چه می جویی؟

گفتا که: «چه گلزار است، کز وی نرسد بویی؟

گفتم: اگرت بو نیست، گلزار چه می جویی؟!

گفتا که: «وفاجویان، خوابی است که می بینند»

گفتم که: «خیال خواب، بیدار چه می جویی؟!»

نظرات کاربران

ارسال نظر

عضویت در خبرنامه

با عضویت در خبرنامه از جدیدترین های سایت با خبر شوید