chekameh@gmail.com | سه شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵

جلال الدین محمد بلخی

۲۶۱۵

هم پهلوی خم سر نه، ای خواجه ی هرجایی

پرهیز ز هشیاران، وز مردم غوغایی

هشیار به سگ ماند، جز جنگ نمی داند

تو جنس سگ کهفی، از جنگ مبرایی

سر بر در خمخانه، زد آن سگ فرزانه

چون دید در آن درگه، شکر و شکرافزایی

بیرون مرو ای خواجه، زین صورت دیباجه

این جاست تماشاها، تو مرد تماشایی

بس مست طرب خورده، آهنگ برون کرده

در سرکه درافتاده، آن خوش لب حلوایی

سر پهلوی آن خم نه، کوزه ببر خم به

بجهی، به سوی او جه، ای مست علالایی

نظرات کاربران

ارسال نظر

عضویت در خبرنامه

با عضویت در خبرنامه از جدیدترین های سایت با خبر شوید