chekameh@gmail.com | سه شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵

ملاهادی سبزواری

خوبان همه چو صورت تو دلنشين چو جاني

خوبان همه چو صورت تو دلنشين چو جاني

گر گوش حق شنو هست هم ايني و هم آني

از شوق روي دلبر دارم دلي بر آذر

اي پرده دار آن در زان پرده کي نشاني

با دوست همنشينيم و ز هجر او دلم خون

تا سر اين بگويد کويار نکته داني

هر دل که نور حق ديد جز نور حق نباشد

ني نزد او زميني است ني پيشش آسماني

بي انتظار محشرحق بين فناي کل ديد

گشتي چو فاني از خود گرديد خلق فاني

چون هست عکس يکتا نبود دو چيز همتا

در ملک هست جز هست چون نيست، نيست ثاني

امروز جلوه ي وي رندان کهن شمارند

کور است در هر آني روي نوي و آني

سر دهانت اي شه معلوم کس نگرديد

هم زان دهد گر آيد اسرار رابياني

نظرات کاربران

ارسال نظر

عضویت در خبرنامه

با عضویت در خبرنامه از جدیدترین های سایت با خبر شوید