chekameh@gmail.com | سه شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵

ملاهادی سبزواری

تغييري اي صنم بده اطوار خويش را

تغييري اي صنم بده اطوار خويش را

مپسند بر من اين همه آزار خويش را

هرگز نيامدي و تسلي دهم چو طفل

هردم ز مقدمت دل بيمار خويش را

پرمايه را نظر بفرومايه عيب نيست

يکره ببين ز لطف خريدار خويش را

مرغان ز آشيانه برون افتاده ايم

گم کرده ايم ما ره گلزار خويش را

تا پر فشانئي نکند وقت قتل هم

بر بست بال مرغ گرفتار خويش را

مهلت نداد صرصر ايام تا که ما

در آشيان نهيم خس و خار خويش را

هرکس که برد لذت تير تو مرهمي

نگذاشت زخم سينه ي افکار خويش را

زاهد مگر خرام تو ديدي که داده است

بر باد دفتر و سر و دستار خويش را

اسرار آن و حسن ز بس گشته نقش دل

اسرار خوانده زين سبب اسرار خويش را

نظرات کاربران

ارسال نظر

عضویت در خبرنامه

با عضویت در خبرنامه از جدیدترین های سایت با خبر شوید