chekameh@gmail.com | سه شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵

ملاهادی سبزواری

الا يا ايها الورقي ثري تثوي اطلعن عنها

الا يا ايها الورقي ثري تثوي اطلعن عنها

که اندر عالم قدسي تو را باشد نشيمنها

قد استوکرت في مهوي العواسق عن وري صفحا

خوشا وقتي که بودت با هم آوازان پريدنها

برون آي از حجاب تن بپر بر ساحت گلشن

کني تا چند از روزن نظر بر طرف گلشنها

تو سيمرغ همايوني که عالم زير پرداري

چسان با اين شکوه و فر گزيدي کنج گلخنها

در آن باغ ودر آن هامون برت حاصل ز حد افزون

ز بهر دانه اي اي دون نمودي ترک خرمنها

تو طاوس شهي اما به چرمي دوخته از جرم

چوبيني خويش از آنروزن کزآن برگيري ارزنها

بود هر دم چو بوقلمون تو را اطوار گوناگون

گهي انسي و گاهي جان گهي بت گه برهمنها

صبا بلغ الي سلمي من المأسور تسليما

بگو تا چند با تنها نشيند تن زند تنها

همه جانها بقالب ها نقوشي از پر عنقا

فروغ خوريکي باشد بود کثرت ز روزنها

نهايت نيست اي اسرار اسرار دل ما را

همان بهتر که لب بنديم از گفت و شنيدنها

نظرات کاربران

ارسال نظر

عضویت در خبرنامه

با عضویت در خبرنامه از جدیدترین های سایت با خبر شوید