chekameh@gmail.com | سه شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵

ایرج میرزا

مادر (۱)

گويند مرا چو زاد مادر

پستان به دهن گرفتن آموخت

شب ها بر گاهواره ي من

بيدار نشست و خفتن آموخت

دستم بگرفت و پا به پا برد

تا شيوه ي راه رفتن آموخت

يک حرف و دو حرف بر زبانم

الفاظ نهاد و گفتن آموخت

لبخند نهاد بر لب من

بر غنچه ي گل شکفتن آموخت

پس هستي من ز هستي اوست

تا هستم و هست دارمش دوست

نظرات کاربران

ارسال نظر

عضویت در خبرنامه

با عضویت در خبرنامه از جدیدترین های سایت با خبر شوید