chekameh@gmail.com | سه شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵

ایرج میرزا

در مذمت شراب

ابليس شبي رفت به بالين جواني

آراسته با شکل مهيبي سر و بر را

گفتا که منم مرگ و اگر خواهي زنهار

بايد بگزيني تو يکي زين سه خطر را

يا آن که پدر پير خودت را بکشي زار

يا بشکني از خواهر خود سينه و سر را

يا خود ز مي ناب کشي يک دو سه ساغر

تا آنکه بپوشم ز هلاک تو نظر را

لرزيد از اين بيم، جوان بر خود و جا داشت

کز مرگ فتد لرزه به تن ضيغم نر را

گفتا پدر و خواهر من هر دو عزيزند

هرگز نکنم ترک ادب اين دو نفر را

لکن چو به مي دفع شر از خويش توان کرد

مي نوشم و با وي بکنم چاره ي سر را

جامي دو بنوشيد و، چو شد خيره ز مستي

هم خواهر خود را زد و هم کشت پدر را

اي کاش شود خشک، بن تاک و خداوند

زين مايه ي شر حفظ کند نوع بشر را

نظرات کاربران

ارسال نظر

عضویت در خبرنامه

با عضویت در خبرنامه از جدیدترین های سایت با خبر شوید