chekameh@gmail.com | سه شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵

ایرج میرزا

از کار، کار آيد پديد

چون خورم مي، در سرم سوداي يار آيد پديد

راست باشد اين مثل کز کار، کار آيد پديد

جهد کردم تا نگويم راز دل بر هيچ کس

مي کشان را راز دل بي اختيار آيد پديد

گر مرا آسوده بيني در غمش، نبود شگفت

هر غريقي را پس از کوشش قرار آيد پديد

هر سؤال سخت را، زنهار! پاسخ نرم ده

سنگ و آهن چون به هم سايد شرار آيد پديد

پيري از رخسار طبع آبدارم آب برد

کي ز طبع پير، شعر آبدار آيد پديد

در خزان هم گاه بگشايد دهان بلبل ولي

کي بود آن نغمه کز وي در بهار آيد پديد

بعد از اين وصلش چه جويم چيست سود آن غرقه را

کش به قعر بحر، گوهر در کنار آيد پديد

نيست کس کاين مملکت را از خطر بخشد نجات

قرن ها بايد که تا يک مرد کار آيد پديد

نظرات کاربران

ارسال نظر

عضویت در خبرنامه

با عضویت در خبرنامه از جدیدترین های سایت با خبر شوید