chekameh@gmail.com | سه شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵

ایرج میرزا

طرب افسرده کند دل...

طرب افسرده کند دل، چو ز حد درگذرد

آب حيوان بکشد نيز چو از سر گذرد

من از اين زندگي يک نهج آزرده شدم

قند اگر هست نخواهم که مکرر گذرد

گر همه ديدن يک سلسله مکروهات است

کاش اين عمر گرانمايه سبک تر گذرد...

آه از آن روز که بي کسب هنر شام شود

واي از آن شام که بي مطرب و ساغر گذرد

لحظه اي بيش نبود آنچه ز عمر تو گذشت

وآنچه باقي ست به يک لحظه ي ديگر گذرد

آن همه شوکت و ناموس شهان آخر کار

چند سطري ست که بر صفحه ي دفتر گذرد

عاقبت در دو سه خط جمع شود از بد و نيک

آنچه يک عمر به دارا و سکندر گذرد

نظرات کاربران

ارسال نظر

عضویت در خبرنامه

با عضویت در خبرنامه از جدیدترین های سایت با خبر شوید