چرخ که خم شد پي سجود محمد
هست حبابي زبحر جود محمد
مطرب دستان سراي بزم صفا را
نيست سرودي به از درود محمد
پايه ي قدر مقربان ملايک
با همه رفعت بود فرود محمد
جز لمعات جمال اقدم اقدس
نامده در ديده شهود محمد
بولهب آسا آتش تب تبت
سوخته بادا تن حسود محمد
شيوه ي صديقيان وفا و محبت
عادت بوجهليان جحود محمد
بهر سقوط درک هبوط مخالف
فوق سعود فلک صعود محمد
ليس کلامي يفي بنعت کماله
صل الهي علي النبي و آله