ماء معين چيست خاک پاي محمد
حبل متين ربقه ي ولاي محمد
خلقت عالم براي نوع بشر شد
خلقت نوع بشر براي محمد
سوده همه قدسيان جبين ارادت
بر ته نعلين عرش ساي محمد
عروه ي وثقي بس است دين و دول را
ريشه اي از گوشه ي رداي محمد
جان گرامي دريغ نيست زعشقش
جان من و صد چو من فداي محمد
جاي محمد درون خلوت جانست
نيست مرا ديگري به جاي محمد
حد ثنايش بجز خدا که شناسد
من که و انديشه ي ثناي محمد
ليس کلامي يفي بنعت کماله
صل الهي علي النبي و آله