chekameh@gmail.com | سه شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵

عبدالرحمن جامی

هر بامداد بر در خلوت سراي او

هر بامداد بر در خلوت سراي او

اصحاب صف زده به هواي لقاي او

هر يک به جاي خود متمکن نشسته اند

يارب چه حال شد که تهي ماند جاي او

او نيست زان قبيل که دست جفاي چرخ

چاک افگند به جيب قباي بقاي او

شد در بقاي ذات مقدس فناي محض

بادا بقاي جمله فداي فناي او

شکر خدا که بر دل اصحاب گرچه هست

صد گونه غم ز واقعه ي غم فزاي او

بگذاشت يادگار دو فرزند ارجمند

هر يک گرفته شيوه ي صدق و صفاي او

بادا عروج روح به حدي که بگذرد

از حد لامکان درج ارتقاي او

خاک ار نهفت بر صف گنج در برش

جاويد باد عمر دو پاکيزه گوهرش

نظرات کاربران

ارسال نظر

عضویت در خبرنامه

با عضویت در خبرنامه از جدیدترین های سایت با خبر شوید